السيد موسى الشبيري الزنجاني
5751
كتاب النكاح ( فارسى )
مرتبه اسلام است كه در اين آيه است . اهل خلاف هم اگر ناصبى به معناى خاص نباشند اسلام ظاهرى كه مستلزم محقون الدم بودن است را دارا هستند . ادامه مناقشه در استناد به روايات براى اثبات نصب و كفر اهل خلاف يكى ديگر از رواياتى كه صاحب حدائق به آن تمسك كرده است روايتى است كه دلالت بر كفر اهل خلاف كرده است . فضيل بن يسار به امام صادق ع عرض مىكند : خواهر زن من در بصره زن مؤمنهاى است و كسى را در بصره پيدا نمىكند كه با او هم عقيده باشد . مىتوانم او را به ازدواج مردى كه با او هم عقيده نيست در آورم . حضرت او را از اين تزويج نهى مىكند و استشهاد به آيه شريفه مىفرمايد : فَلا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَ لا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ ، ممتحنه / 10 ؛ كه حضرت آيه را به مخالفين تطبيق كردهاند « 1 » . صاحب حدائق به اين روايت تمسك كرده و از روايت استفاده كرده كه مخالفين ، كافر هستند و قهراً با غير از مستضعفين از آنها نمىتوان ازدواج كرد . الف ) بحث دلالى روايت لكن اشكال اين استدلال اين است كه اين روايت راجع به قضيه خاصى است و كلى نيست . اين روايت مربوط به اهل بصره است و اهل بصره در آن زمان عثمانى بودند و در بعضى روايات هست كه از امير المؤمنين ع تبرّى مىجستند . از اين رو در ميان آنها براى اين زن عارفه همسر عارف پيدا نشده است چون همه ناصبى به معناى خاص بودند و قهراً ازدواج با آنها جايز نيست و بر فرض قبول كنيم كه روايت كلى است و يا اينكه اين طور نبوده كه همه اهالى بصره عثمانى باشند بلكه هر دو قسم شيوع داشته است . بايد بگوييم كه كفر مراتب دارد و جمعاً بين الادله اين روايت حمل مىشود بر بعضى از مراتب كفر كه در آخرت ظاهر مىشود . پس اين
--> ( 1 ) - وسائل الشيعة ، باب 10 من ابواب ما يحرم بالكفر ، حديث 4 . و كافى 5 / 349 ، باب مناكحة النصاب و الشكاك ، حديث 6 .